محمد تقي جعفري
303
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
روانشناسى و انسان شناسى بطور عموم امكانپذير است ، اين حقيقتى است كه همهء صاحبنظران اسلامى و غير اسلامى كه بطور كافى در بارهء على ( ع ) تتبع و مطالعه داشتهاند در آن اتفاق نظر دارند . به همين جهت است كه شخصيت اين انسان خدا ساخته مورد اختلاف نظر شديد قرار گرفته و فاصلهء اين اختلاف از خدا بودن على ( از نظر غلو كنندگان ) تا خروج از دين ( به نظر خوارج ) كشيده شده است . « على بن ابي طالب ( ع ) » فرياد مىزند : هر دو گروه دروغ مىگويند ، « من نه اينم و نه آن » . من خدا نيستم ، من پيامبر هم نيستم ، من آن رهرو تكامل هستم كه « محمد بن عبد اللَّه ( ص ) » دستم را گرفت و قرآن چراغى فرا را هم آويخت . من اين راه را كه اسلام در پيش پايم گسترده با خلوص نيت و صفاى درون طىّ ميكنم . سپاس آن خداى راست كه رسولى به عظمت پيامبر اسلام و كتابى به استحكام قرآن فرستاد و دو نيروى عقل و وجدان را در ما بوجود آورد و ما را در جاذبهء اشتياق به « لقاء اللَّه » به حركت در آورد . اين ارزيابى نهائى كه از جملهء مورد بحث و از ساير سخنان على ( ع ) مشاهده مىشود ، نهايت عظمت او را اثبات مىكند كه هر كسى كه با پيامبر و قرآنش آشنائى ندارد بدرك آن نايل نمىگردد . سخنان گذشته كه بعنوان « على از ديدگاه على ( ع ) » مورد بحث قرار گرفت ، براى ما اين حقيقت را روشن ساخت كه على ( ع ) بطور قطع در مجراى تكامل به عاليترين نتائج رسيده بود و بينش او در بارهء واقعيات احتياج به برداشته شدن پردهها نداشت . آن مطلق حقيقى در درونش بوجود آمده بود او را ميزان تجسم يافتهء قوانين الهى بسازد . * ( « ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً » ) * ( 1 ) . و اثبات شد كه چهرهء على بن ابي طالب ( ع ) در آن حدّ اعلا از جدى بودن برخوردار بود كه توانست واقعيت جدّى جهان و زندگى آدمى را اثبات نمايد . نيز روشن شد كه تنها پاسخگوى مكتبهاى بدبينى بزندگى ، و آنان كه انسان را گرگ انسان مىدانند و همچنين پاسخ پوچگرايان و غوطه وران در يأس و نوميدى
--> ( 1 ) المؤمنون آيه 14 .